همیشه منتظر .‌‌‌..

خرید بک لینک
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
همیشه منتظر .‌‌‌.....

ما را در سایت همیشه منتظر .‌‌‌.. دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 20 تاريخ: شنبه 25 آذر 1396 ساعت: 12:23

دنبال کننده هات همیشه طرفدارات نیستن!


همیشه منتظر .‌‌‌.....

ما را در سایت همیشه منتظر .‌‌‌.. دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 20 تاريخ: شنبه 25 آذر 1396 ساعت: 12:23

یعنی عاشق مادرمم قشنگ از تو چشاش معلوم بود از اول پاییز منتظره یکی سرما بخوره تا یه هفته فقط سوپ درس کنه واسه همین اینجا همه حاضرن بمیرن ولی سرما نخورن :) بفرما خبر اومد یکی سرما خورده ... نههههههههه


از این به بعد همه شعرای وب واسه سوپه!

همیشه منتظر .‌‌‌.....

ما را در سایت همیشه منتظر .‌‌‌.. دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 16 تاريخ: شنبه 25 آذر 1396 ساعت: 12:23

آخرین باری که بازی کردم قبل ورودم به سال سوم بود منو داداشم تابستونا زیاد بازی میکردیم از رو هم نمیرفت که دیگه چن بار شش تاییت کنم حالا امروز با کمال پرویی رفته اینا رو خریده میگه بیا نصبش کن تو که تا آخر دی بیکاری بیا چن دس بازی کنیم ... حالا خوبه از منم بزرگتره ولی اصن بزرگ نمیشه که هر چی میگم بزرگ شو گوش نمیده که. دیگه مجبورم برم رو سیستمش نصبش کنم از رو ناچاری واقعا :) وگرنه منکه اصلا ... (خخخخخ) (ساعت چهار صبح دسته ی بازی بدست خوابش میبرد از روی ناچاری) از عکسم که معلومه فیفا از pes بهتره. همیشه منتظر .‌‌‌.....

ما را در سایت همیشه منتظر .‌‌‌.. دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 34 تاريخ: شنبه 25 آذر 1396 ساعت: 12:23

خرابم کن از سستی و بیخودی

وجودم به ویرانی آباد کن

+ عجب شعری خیلی از پارادکس خوشم میاد


همیشه منتظر .‌‌‌.....

ما را در سایت همیشه منتظر .‌‌‌.. دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 17 تاريخ: شنبه 25 آذر 1396 ساعت: 12:23

بگذار تن بمیرد، جان بسازد
بگذار حادثه، حادثه بماند

رهگذر راه بماند
خاطره، خاطره بماند

بگذار فردا را برای فردا
بگذار من بمانم تنها

همیشه منتظر .‌‌‌.....

ما را در سایت همیشه منتظر .‌‌‌.. دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 20 تاريخ: شنبه 25 آذر 1396 ساعت: 12:23

یادم میاد موقع راهنمایی یه انشا نوشتم فکر کنم درباره ی فصلا بود منم پاییز و انتخاب کردم و دربارش نوشتم رفتم خوندم اما معلم قبول نکرد خودم نوشتم بهم گفت بگو خودت ننوشتی تا بیست بدم بهت وگرنه ۱۲ میدم بهت. اون همش گفت منم اصن قبول نکردم آخرم همون ۱۲ رو گذاشت و چه نمره ی شیرینی بود. میخواست خودمو انکار کنم خوشحالم که قبول نکردم ... اما اون هیچ وقت نفهمید که اون خود من بودم خودِ خودم. خلاصه اون موقع مثه الان چرت و پرت نمینوشتم قلم با من یار و من با قلم ... خودم که میدونم پر تناقضم شاید واسه اینه از این آرایه خوشم میاد: افسرده شاد، مهربان عصبانی، منطقی احساسی، تهی سرشار، بی قرار آرام، آینده ی گذشته، فریادهای خاموش، سالم بیمار و: فریادهای بی تشویش... همیشه منتظر .‌‌‌.....

ما را در سایت همیشه منتظر .‌‌‌.. دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 16 تاريخ: شنبه 25 آذر 1396 ساعت: 12:23

امتحان نهایی فیزیک پیش یادم اومد :) شبش تا فکر کنم چهار و اینا فیزیک خوندم همه که میدونین قربونش برم فیزیک پیش از اون درسایی که مگه تموم میشه دیگه با قهوه و اینا نشد بیدار بمونم حفظیای اون آخر موند گفتم یکم زود بیدار میشم و تو مسیر دبیرستان حفظش میکنم و خوابیدم ... صبح صدای آلارم گوشی آروم داشت تو گوشم زیاد میشد بیدار شدم ساعت و نگا کردم یا خود خدا ساعت ۸ بود از اتاق اومدم بیرون با داد و بیداد همه رو بیدار کردم :) که آی بدبخت شدم. خلاصه رکورد زودترین آماده شدن دست منه با کمتر از یک دقیقه. دیگه ببینین چطور بوده داداشم که باید یه ساعت بالا سرش باشی بگی بیدار شو تا بیدار شه اون روز زود بیدار شود با ماشینش منو رسوند ... حالا من تو ذهنم الان رام نمیدن صفر میذارن و ... وارد مدرسه شدم یه جوری رو پله ها دویدم که وقتی رسیدم دم در سالن امتحان مراقبا دویدن سمت من که هوووی چه خبرته؟ منم گفتم کجاست؟ گفتن چی؟ گفتم یار ... برگه امتحان دیگه :)) یه ۱۵ دقیقه دیر رسیدم ولی مشکلی نبود امتحانم دادیم... خلاصه اینکه قانونایی که میگن بنظر میاد همش الکیه واسه امتحان نهایی تقلب میکنن عین هلو و در حد برگه عوض کردن ... ولی کنکور کلا فرق داره من دیدم یکی ۵ دقیقه دیر رسید هر چی شد گریه راش ندادن :| +دیشب تو مهمونی یکی دیگه زیادی رک بود یعنی هرچی رو دلش بود رو زبونشم بود دیگه این آخرا رفت رو مخم و ایضا مخ همه همیشه منتظر .‌‌‌.....

ما را در سایت همیشه منتظر .‌‌‌.. دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 21 تاريخ: شنبه 25 آذر 1396 ساعت: 12:23

دیدین میگن طرف یه پاش لبه گوره ... برا من این روزا یکم فرق داره البته فقط یکم، یه پامون لب دبلیو سی، از بس مایعات (سوپ)خوردیم :) ... و خوشا حال آنان که یک پایشان لب گور است:)

همیشه منتظر .‌‌‌.....

ما را در سایت همیشه منتظر .‌‌‌.. دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 104 تاريخ: شنبه 25 آذر 1396 ساعت: 12:23


من روی صندلی چوبی کنار میز آرزوها نشسته ام

و روبه روی من صندلی چوبی دیگری است که رویش انتظار نشسته

و به من خیره شده
... اما همیشه شمعی کم سو در دل من هنوز برای روشن ماندن

در تلاش است

و من ...

همیشه منتظر هستم


همیشه منتظر .‌‌‌.....

ما را در سایت همیشه منتظر .‌‌‌.. دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 18 تاريخ: شنبه 25 آذر 1396 ساعت: 12:23

صفحه بندی